داود بن محمود القيصري
110
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
مختلف نمىباشد و فقط به يك اضافهء اشراقيه كه خود طرف سازست ، منشأ ظهور كثرات وجوديه أولا و كثرات سرابيه ماهويه در مرتبهء ثانى مىگردد ، لذا نه فيض اعتباريست ، نه وجودات خاصهء مقيده و نه مبدأ فيض يعنى حق مطلق مفيض أصل وجود و نه در دار وجود مجاز متصورست لذا أكابر أهل فن مانند قونوى و ابن فنارى و ديگر اعاظم از أرباب معرفت فرمودهاند ، لا مجاز في الوجود ، أعيان قطع نظر از تجليات حق أمور عدمى و اعتبارىاند و با ملاحظه تجلى حق ، حقايق وجوديه أمور واقعىاند . و اگر كسى از أرباب عرفان بگويد ، غير هستى محض ، أمور اعتباري است يا مراد أو ماهياتست كه به آن ما سوى اللّه اطلاق كردهاند و يا آنكه نفس وجود هر ممكنى از آنجا كه حقيقت وجود نيست و عين ربط و نفس فقر و ارتباط به حق است ، ملاحظهء بدون مقوم و مؤسّس آن امكان ندارد و اطلاق وجود بر آن بدون لحاظ تقوم آن به حق كه از آن به حيثيت تعليلى تعبير نمودهاند ، ممكن نيست و در اين مقام است كه محقق به سرّ توحيد وجودي و فعلى پى مىبرد . بلى ممكن است سالك ناقص در مقام فناء در توحيد ، قبل از نيل بمقام صحو بعد از محو از غير حق نفى وجود نمايد و كثرات حاصل از تجلى حق را از باب عدم كمال خاص سالكان كامل ، اعتباري صرف بداند . نقل و تأييد قال بعض الاكابر من أرباب المعرفة « ادام اللّه بركاته على رءوس